تبليغاتX
سايت رسمي دفتر ارتباطات مردمي عباس اورنگ - انتخابات، رقابت یا رفاقت

انتخابات، رقابت یا رفاقت

 

عشق ، مهرباني و احترام به ديگران از بارزترين مشخصه هاي فرهنگ مشرق زمين نسبت به مغرب زمين بوده و همانا در کشور ما نیز اتکاء به ارزش هاي انساني و عاطفي جزء برجسته ترين ويژگي هاي فرهنگي ست. در فرهنگ باستاني اين مرز و بوم پندار، گفتار و کردار نيک بعنوان آرمانی ترین راهنما محسوب مي گرديد و مضاف بر آن وقوع انقلاب فرهنگي ايران بعد از امتزاج با فرهنگي توحيدي اسلام نه تنها باعث تضعيف اين ويژگي نگردید بلکه تقويت فرهنگ عشق، علاقه و احترام به همنوع را در ایران بيش از پيش حسب گردید. تورق مستندات تاريخي اين مقدس سرزمین، مبين آن است که روحيه عشق، ايثار و احترام به ديگران هميشه جزء افتخارات اين آب و خاک بوده و خواهد بود. وليکن عليرغم همه مستندات تاريخی در خصوص رعایت حقوق دیگران و احترام به همنوع برخي مواقع شاهد ترويج نوعي رقابت آلوده به تخریب شخصیتی و فارغ از هرگونه احترام به حقوق حقه دیگران هستیم.

صرف نظر از اینکه این قبیل کجروی های اخلاقی از هر فرد یا گروهی سر زند، مذموم و ناپسند است، تاسف بارتر آن است که برخی مواقع این قبیل رفتارهای ناشایست از طرف مدعیان عقل و عقلانیت و مدعیان پایبندی به اصول دموکراتیک آن هم به بهانه دگرخواهی و  با هدف پدیدآوردن شرایطی برای خدمت به خلق رخ می دهد.

متاسفانه برخی مواقع برخی باور ندارند در فضای رقابت متکی بر رفاقت، می توان شرایط رشد و توسعه خویش و جامعه را پدید آورد. از جمله آوردگاه هایی که برخی مدعیان دگرخواهی و دموکراتیک سالاری فضای آنرا از نوعی رقابت مبتنی بر رفاقت به رقابت متکی بر شقاوت تبدیل می نماید، عرصه انتخابات است. گویی فرا نگرفته ایم در فضای مبتنی بر صلح و دوستی و بدور از تنش هم می توان به موفقیت رسید و یا فرا نگرفته ایم که اگر حقی باشد که مدعی آن هستیم!!! حقوق خود را در یک فضای توام با آرامش نیز می توان از طرف مقابل واستاند. گاهی اوقات برخی افراد در تنظیم نطق های تبلیغاتی خود چنان هیجانی و از خود بی خود شده که حاضر نیستند در مجموعه خصوصیات رقیب اندک محاسنی را برای وی برشمارند، از بند کفش رقیب ایراد می گیرند تا حالت آرایش مو، جایی که نمی شود رقیب را مورد هجمه قرار داد بیچاره خانواده او باید تاوان بپردازد، جایی که خانواده او شناسه نیست از بلیط دوستانش هزینه می شود، به گذشته اش گیر داده می شود، و به باد انتقاد گرفته می شود و ...

گاهی اوقات انسان متحیر می شود چگونه پروردگار بشریت را از جرثومه ای با این همه پلیدی پاک نمی کند و اجازه داده است چنین انسانی که معجونی از همه شقاوت هاست و هرگز یک حسن هم از او بر شمرده نمی شود، به حیاتش ادامه دهد. این در حالیست که هر روزه از گوشه و کنار شنیده می شود خدابیامرز فلان جوان بایسته و یا فلان پیر شایسته به سرای باقی شتافت. آنی درنگ نمی کنیم که این دنیا و این صندلی ها ارزش آن را ندارد که آن هم به بهانه خدمت به خلق این چنین دیگران را بی آبرو کنیم. نمی خواهیم باور کنیم که با ما چنان خواهند کرد که با دیگران می کنیم، نمی خواهیم باور کنیم که روزی هم نوبت ما خواهد رسید که در معرض قضاوت همگان بنشینیم. آری اگر قرار بود برای دیگران باقی بماند هرگز امکان آن میسر نمی شد که روزی هم شرایطی رقم بخورد که شاید به ما برسد.

چند روز پیش مطبوعات را ورق می زدم نکته پندآموزی تاملم را برانگیخت، علی پروین اسطوره قرمزپوشان در جملات پرمغزی چنان در حمایت از رقیب دیرینش سخن رانده بود که نمی شد باور کرد این دو این چنان نگران هم باشند. این جملات در حالی ایراد می شود که برخی شاگردان حجازی که روزی آرزوی گرفتن عکس یادگاری با عقاب آبی پوشان را داشتند بی محابا حرمت می شکنند و نقد بی ادبانه را در نکوهشش رایج نموده اند. اما خیلی جای تعجب نبود و با کمی تامل می شد به این نتیجه رسید که پروین با آشنایی با قاعده بازی امروز به این دلیل از رقیب و رفیقش حمایت می کند که اگر بی اخلاقی در نقد و نقادی نهادینه شود امروز حجازی بی آبرو می شود و فردا نوبت پروین خواهد بود.

پس باید از این رفتار درس گرفت که چه لذت بخش است رقابتی که توام با رفاقت باشد. ای کاش فعالان سیاسی – اجتماعی نیز بدور از هرگونه حاشیه سازی و غوغا سالاری به عرضه خود پرداخته و داشته های خود را به معرض قضاوت مردم می گذاشتند، مطمئنا مردم، حتی آن بی سوادی که به تصور سواد ندارد بخوبی قادر است از حرکت دست ، زبان ، اندام و یا حتی اطرافیان یک فرد بخواند که سخنران چه می گوید و برای چه می گوید و ...!!!

 

هربیشه گمان مبر که خالیست

 شاید که پلنگ خفته باش

+ نوشته شده توسط در و ساعت |